نجات از دنياي دايناسورها
نجات از دنياي دايناسورها
نجات از دنياي دايناسورها
ترجمه : آتوسا اسكويي
گفت وگو با ويل فرل، بازيگر «سرزمين گم شدگان» (Land of the Lost) ساخته براد سيلبرلينگ
براي من لحظات جالبي بود. ما يك تريلر تبليغاتي خيلي خوب هم ساختيم كه از آن استفاده نشد.
به دلايل مختلف فكر كرديم كه اين اقدام كمك مي كند كمدي بيشتري در فيلم داشته باشيم. به نظرم رسيد به جاي اين كه شخصيت من درگير دو كودك باشد، بهتر است اين فرصت را ايجاد كنيم كه ويل را شخصيتي قرار دهيم كه دني به آن زندگي بخشيده است و بدين وسيله جرقه هاي عشق و علاقه را در فيلم ايجاد كنيم. فكر كرديم بهتر است چيزهايي را با هم درآميزيم.
خيلي عالي بود. خيلي وقت است كه او را مي شناسم. خيلي وقت پيش با امي برنمن همسر او، در فيلم حومه شهر همكاري داشتم و از اين طريق با براد كاملا آشنا شدم. من يكي از طرفداران آثار او هستم. وقتي جلسه با چند كارگردان داشتيم، او خودش را بالاتر از سايرين نشان داد و گفت:«چه من را استخدام كنيد چه نكنيد بايد دو صحنه را در فيلمت بگنجاني.» او اطلاعات زيادي در مورد ساخت و فيلمبرداري اين فيلم داشت و خيلي مايل بود كه خودش اين كار را انجام دهد. به من گفت ك اگر من اين كار را نگيرم، اشكالي ندارد اما مواردي وجود دارد كه اگر مي خواهي كارت را درست انجام بدهي بايد از آن ها مطمئن باشي. برنامه ريزي او براي همه چيز ما را تحت تاثير قرار داد. ما مي خواستيم از كمدين ها در اين فيلم استفاده كنيم، ولي اكنون از تصميمي كه آن موقع گرفتيم، راضي هستم. براد با هر بخش كمدي اي كه مي خواستيم به فيلم اضافه كنيم موافق بود. حس طنز خيلي خوبي دارد. او توانست همكاري ديون بيب و بو ولچ را براي تهيه كنندگي فيلم جلب كند. بالاخره گروه خوبي براي ساخت فيلم دور هم جمع كرد كه فكر نمي كنم كارگردان ديگري مي توانست اين كار را بكند.
نمي دانم. مسلما نمي خواستيم فيلم ديزني بسازيم. مي خواستيم فيلم طنز سرگرم كننده اي شود. اما مي دانيد بچه ها موجودات پيچيده اي هستند . بايد بگويم اين فيلم براي شش سال به بالا مناسب است.
بله البته. از اين فيلم بسيار راضي هستم، چون نسبت به فيلم هاي قبلي ام، فيلمي خانوادگي تراست و شوخي و طنزي دارد كه در ساير فيلم هاي مشابه آن نمي توانيد بيابيد.
نه، در واقع فكر مي كنم من بيشتر از اين خوشم مي آمد كه موجودي عجيب و غريب با بچه ها دوست مي شود. از او خوشم مي آمد.
اولين صحنه نه. فقط براي چند لحظه كوتاه. قسمت اصلي آن در فيلمنامه نوشته شده بود، وقتي من به طرف مقابل مدام كتابم را نشان مي دهم، او را به مرحله اي مي رسانم كه بگويد ديگر بس است. اما در صحنه پاياني كه با من جدي حرف زد گفت بهتر است يك بار ديگر امتحان كنيم كه به نظر من خيلي عالي آمد. سعي كردم نخندم و خيلي تعجب كردم وقتي ديدم مي خواهد با من جدي صحبت كند.
من خوشحال مي شوم ، اما بستگي به آن ها دارد. فكر مي كنم راهي كه آن ها براي ساخت فصل دوم اين سريال در پيش گرفته اند كه نمي خواهم آن را خراب كنم، جايي براي شخصيت من وجود نخواهد داشت.
من ديگر آن شيوه نگرش راكنار گذاشته ام، ديگر با همان چشم به سياستمداران نگاه نمي كنم. فكر نمي كنم از منظر كمدي به او نگريسته باشم. ولي در واقع بايد بگويم نه. اگر توجه كرده باشيد هنوز كسي نتوانسته است از او بهانه اي به دست بياور.
ديوانه كننده است. سرگرم كننده بود، اما از آن دسته كارهايي بود كه فكر مي كردم بايد انجامش بدهم و آن را پيش ببرم . نمي توانستم به آن نه بگويم. ما در چهل مايلي مدار شمالگان شايد در جايي مانند شمال سوئد قرار داشتيم. درست در وسط ناكجاآباد. از شاخه هاي درختان غان براي خودمان كفش هايي براي راه رفتن روي برف مي ساختيم و از تخم چشم گوزن هاي شمالي و چيزهايي شبيه به آن تغذيه مي كرديم.
48 ساعت. زمان را براي من تا جاي ممكن كوتاه كردند. چون او معمولاً يك هفته تا پنج روز آن جا مي ماند ، ولي همه چيز را براي من مهيا و بي خطر كرده بود. فكر مي كنم همه چيز بيشتر در اختيار من بود تا او.
مثلا لباس هاي گرم. چادر و وسايل كمپ و چيزهايي مثل آن.
آن موجود وحشي ضربه هايي به انسان مي زند، اما شجاعت انسان ماجرا را تمام مي كند.
بله، همين طور است. فيلمنامه اي از آتون كوهن دريافت كرده ايم و به تازگي ، سه هفته پيش با ساشا وارد مذاكره شده ام و قرار است كمي بيشتر در اين مورد باهم صحبت كنيم.
بله ، مطمئنا. در حال حاضر هم يك فيلم شرلوك هلمز با شركت رابرت داوني جونيور در حال ساخت است كه فكر مي كنم براي كريسمس يا همان حوالي اكران خواهد شد. فكر مي كنم همه دوست دارند اين فيلم را ببينندو احتمالاً فيلم موفقي خواهد شد. بنابراين ما بايد نسخه كمدي آن را بسازيم وگرنه همه فكر مي كنند ما سعي كرده ايم يك كپي از آن فيلم را بسازيم در حالي كه ما فيلمنامه مان را قبل از آن ها نوشتيم.
چنين قراري داشتيم، ولي شنيده ام كه جمع كردن همه افراد به دور هم كار مشكلي است، اما خوشبختانه آدام قصد دارد با تك تك افراد صحبت كند تا ببيند چه وقت و كجا مي توان اين برنامه را عملي كرد؟
ما اين طور فكر نمي كنيم. فقط فكر مي كنيم انجام اين كار، لذت بخش است. ممكن است افتضاح باشد، اما وقتي به خاطر اين كار پول مي گيريم چرا نكنيم!؟
ما پارسال يك تور جالب و دشوار كمدي را آغاز كرديم، به هر كالجي سر زدم و حتي با چند مربي فوتبال و رئيس كالج صحبت كردم ، ولي بعد من و آدام را اين پروژه كنار گذاشتند. موافقم كه ساختن كمدي سريالي كار سختي است اما فكر مي كنم ما بايد اين چالش را بپذيريم و سعي كنيم بهترين نمونه آن را خلق كنيم.
دوست دارم اين كار را انجام دهم. نمي شود مطمئن بود، اما كار با براد و اين گروه را دوست دارم. كار با يك گروه كوچك خيلي لطف داشت. اگر اين فرصت پيش بيايد حتما اين كار را مي كنيم.
منبع:نشريه صنعت سينما شماره84
/خ
مقالات مرتبط
تازه های مقالات
ارسال نظر
در ارسال نظر شما خطایی رخ داده است
کاربر گرامی، ضمن تشکر از شما نظر شما با موفقیت ثبت گردید. و پس از تائید در فهرست نظرات نمایش داده می شود
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}